آهنگ علی زند وکیلی - غروب کوهستان
دانلودغروب کوهستان از علی زند وکیلی
پیشنهاد می کنم گوش کنید
دانلودغروب کوهستان از علی زند وکیلی
پیشنهاد می کنم گوش کنید
خوب نگاه کن
غربت را در نگاهم ببین
که هنوز در کودکی جا مانده ام
قابم گرفتند
در خاطرهایی که پژمرده شد
در باغی که باغبان نداشت!
من فرقی نکرده ام
دریای من ساحل ندارد
تو چکار کردی؟
امواج را چگونه دور ساختی؟
نترس!
من هنوز خودم هستم
و تو را گم کرده ام
و هیچ وقت...
به فکر پیدا شدنت نیستم...
هیچ وقت زنی را ندیدم که برای تنهایی یک مرد شعر گفته باشد

دلم باران میخواهد
فقط باران
بایک بغض به اندازه تمام دلتنگی هایم
وبعد هم توبنشینی کنارمن
وهردو باهم قطره های باران رابشماریم
یک...
دو...
سه...
وبعد اصلا یادمان برود که همه اینها فقط یک خیال ست...
تو...باران...من...
همه اینها خیال است؟؟؟؟؟
دوباره زنده شدم
سال نو مبارک
این بلاگ 8 ساله شد
ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﻣﯿﺸﻨﺎﺳﻢ
می گریند
ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﭼﺸﻤﺎﻧﺸﺎﻥ ﺧﯿﺲ ﺷﻮﻧﺪ
ﻏﺼﻪ می خوﺭﻧﺪ
ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﻏﻢ ﺩﺭ ﻧﮕﺎﻫﺸﺎﻥ دیده ﺷﻮﺩ
ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯼِ ﺑﻠﻨﺪِ ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺍﻣﻮﺧﺘﻨﺪﻩ ﺍﻧﺪ
ﺍﻣﺎ. . .
ﺯﯾﺎﺩ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﺷﺎﻥ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﻨﺪ
ﻓﻘﻂ …
ﻓﻘﻂ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ ﺗﺎ ﺁﺭﺍﻣﺶ ِﮐﺴﯽ ﺑﻬﻢ ﻧﺨﻮﺭﺩ…
آه... بوی خاک نجاتم داد نه شمارش ستاره ها تسکینم
چرا صدایم کردی؟چرا؟
من آنقدر واژه فرسوده ام ...بی رویا...بی خیال...
تا او شود آرزویم...رویایم و خیالم
من آنقدر بی بهانه نوشتم ...بی بهانه خواندم...
بی بهانه زندگی کردم...من آنقدر فریاد زدم
برای... ماندنش ...ولی او رفت ودیگر هیچوقت نخواهد امد
گفتم می روم و در مرام ما رفتن مردن بود...
وحالا سالهاست مرده ام
در سرزمینِ من
آغوشها
برای بدرقه گشوده میشوند...
من فرقی نکرده ام
خوب نگاه کن
غربت را در نگاهم ببین
که هنوز در کودکی جا مانده ام
قابم گرفتند
در خاطرهایی که پژمرده شد
در باغی که باغبان نداشت!
من فرقی نکرده ام
دریای من ساحل ندارد
تو چکار کردی؟
امواج را چگونه دور ساختی؟
نترس!
من هنوز خودم هستم
و تو را گم کرده ام
و هیچ وقت...
به فکر پیدا شدنت نیستم....
از سر عادت نیست
که وقتی میروی
تا دم در همراهیات میکنم
و بعد تا آخرین چشمانداز
تا جایی که سر میچرخانی لبخند میزنی
مبهوت راه رفتنت میشوم باز
آخر
چیزی از دلم کنده میشود
که میخواهم با چشمهام نگهش دارم
لعنت به رفتنت
که قشنگ میروی
از سر عادت نیست
که هیچوقت باهات خداحافظی نمیکنم
عشق من!
رفتنت
همیشه یعنی برگشتن
از سر عادت نیست
که وقتی برمیگردی
حتا موهای سرم میخندد
هیچ چیزی دلانگیزتر از برگشتنت نیست
نارنجی!
تو که نمیدانی
وقتی برمیگردی
دنیا پشت سرت بیرنگ میشود.
...
عباس معروفی
در فرو بسته ترین دشواری
در گرانبارترین نومیدی،
بارها بر سر خود بانگ زدم:
"هیچت ار نیست مخور خون جگر، دست که هست!"
بیستون را یاد آر، دستهایت را بسپار به کار
کوه را چون پَرِ کاه از سر راه بردار!
وَه چه نیروی شگفت انگیزیست
دستهایی که به هم پیوسته ست...!

امروز 2 نفر بخاطره من دعواشون شده بود
ﻫﺮﺩﻭﺷﻮﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻦ ﻣﻨﻮ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻦ!
ﺍﺻﻦ ﺍﺷﮏ ﺗﻮ ﭼﺸﺎﻡ ﺟﻤﻊ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻭﺍﺳﻪ
ﮐﺴﯽ ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﻣﻬﻢ ﺑﺎﺷﻢ
ﺣﺎﻻ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﻋﻮﺍ ﺑﯿﻦ 2 ﺗﺎ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﺑﻮﺩ ...ﻭﺍسم اصلا مهم نیست!

به خاطره بی خوابی هایم ،
پریشانی هایم ،
و این همه رنجی که میکشم
خودم را سرزنش میکنم
که ای کاش ،
آخرین روز نگاهت نمیکردم


نه حوصله دوست داشتن دارم
نه حوصله دارم کسی دوست داشته باشد
این روز ها سردم مثل دی ، مثل بهمن ، مثل اسفند
احساسم یخ زده است
آرزوهایم قندیل بسته
امیدم زیر بهمن سرد احساساتم دفن شده است
نه به آمدنی دلخوشم نه به رفتنی غمگین
این روزها پر از سکوتم .......
در سری جدید آکادمی موسیقی گوگوش شاهد یک چهره موفق و مردمی خواهیم بود...
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
ایـــن روزهـــا هــــوا خیلـــی غبـــار آلــــود اســـت؛
گـــرگ را از ســـگ نمــی تـــوان تشخیـــص داد !
هنگـــامـــی گـــرگ را می شنـــاسیـــم؛
کـــه دریـــده شـــده ایــــم
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
می خواهی قضاوتم کنی ؟
کفش هایم را بپوش
راهم را قدم بزن
دردهایم را بکش
سال هایم را بگذران
بعد قضاوت کن !